ولی امر مسلمین جهان حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی)

مولایم ...

ما را چه به همراهی تو

بتاز ای تک سوار تنها...

ما طفلان رهیم  

اسیران خر مهره دنیا

چرب و شیرین ها، کین و نفرت ها

نه روی آمدن داریم و نه زانوانی برای بغل گرفتن

تو عمار می خواستی

و ما لیاقت غلامی قنبر تو را هم نداشتیم

ما لایق دستان نوازش گر و نگاه نگران تو نیستیم

ما  شرمنده ایم...

شرمنده تر از هر روز

دیروز روز سیاه ما بود

و قصه پر غصه ما عبرت دیگران

یکشنبه سیاه

سیاه تر از هر شب

...تو به انتظار ما نمان

بتاز ای سردار سر به دار تنها

ما را لیاقت تو نیست ای تک سوار تنها

برو ای مسافر تنها

ای قافله دار تنها

ای امیر سکوت و فریاد

ای بغض فروخورده

ای سر در گریبان چاه تنهایی

ای اشک های تو شبنم و دل های ما رها

برو ای ناخدای تنها

بادبان ها را بکش که طوفان ها در راه است

ما را لیاقت نگاه نگران پدر نیست

ما گرفتار چاه های نفس خویشیم

همنشین گرگ های فربه اما چالاک

راستی ...چه نفس های چاق و چله ای کرده ایم

زندانی مکر خود شده ایم

اسیر زلیخای دنیا

اما نه ...

می دانیم که نمی روی

تو مهربان ترین پدر دنیا هستی

و ما ناخلف ترین ...

ما دستان خود را از تو رها کردیم

اما تو دست های ما  را  بگیر

اگر بروی تنها می شویم

... تنها تر از همیشه

صدای زوزه گرگ های زمستان می آید

و بوی فتنه سامری ها

سردار تنهای من نرو

نرو ای شیر خط شکن ، ای حیدر خراسان

ما را هم با خود ببر

ای ناخدای سفینه نجات

همت های کوتاه ما را نبین

و دست های ضعیف ما را بگیر ...

****

دعوای کودکانه و زشت شما خطاست/نفس شما به حضرت ابلیس مبتلاست
وقتی که خصم منتظر یک بهانه است/آیا جدال و جنگ در این روزها رواست؟
این رهبر عزیز دلش خون شد از شما/حتما دوباره گفت که عمار من کجاست
امواج فتنه می رسد از هر طرف ولی/کشتی نوح را چه غم از ورطه بلاست
این انقلاب کشتی اولاد احمد است/ این پور حیدر است که بر عرشه ناخداست
جواد محرابی

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢۱ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ توسط سید نظرات ()

یا رسول الله

روحی و ارواح العالمین له الفداء ، بابی انت و امی له الفداء

همه به این ظالمین و متجاوزین به حقوق ادیان و مذاهب دنیا لعن می فرستیم.

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ توسط سید نظرات ()

پاسخ خواندنی حضرت امام(ره) به آقای هاشمی


اظهارات آقای هاشمی رفسنجانی که در روزهای پایانی سال 1390 در دیدار مسئولان فصلنامه مطالعات بین المللی مطرح شده بود، پس از انتشار در هفته گذشته، بازتاب گسترده ای در رسانه های داخلی و خارجی داشت. موضوع مذاکره و رابطه با آمریکا اصلی ترین بخش از سخنان ایشان بود که با واکنش های منفی برخی از رسانه ها و شخصیت های داخلی مواجه شد.

آقای هاشمی در این دیدار می گوید: «من در سال های آخر حیات امام(ره) نامه ای را خدمت شان نوشتم، تایپ هم نکردم برای اینکه نمی خواستم کسی بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه هفت موضوع را مطرح کردم و نوشتم شما بهتر است در زمان حیات تان اینها را حل کنید. در غیر این صورت، ممکن است اینها به صورت معضلی، سد راه آینده کشور شود. گردنه هایی هست که اگر شما ما را عبور ندهید، بعد از شما عبور کردن مشکل خواهد بود. یکی از این مسائل، رابطه با آمریکا بود. نوشتم بالاخره سبکی که الان داریم که با آمریکا نه حرف بزنیم و نه رابطه داشته باشیم قابل دوام نیست. آمریکا قدرت برتر دنیا است. مگر اروپا با آمریکا، چین با آمریکا و روسیه با آمریکا چه تفاوتی از دید ما دارند؟ اگر با آنها مذاکره داریم چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟ معنای مذاکره هم این نیست که تسلیم آنها شویم. مذاکره می کنیم اگر مواضع ما را پذیرفتند یا ما مواضع آنها را پذیرفتیم، تمام است.»

پس از انتشار این سخنان و طرح انتقادات جدی به آن در کشور، آقای هاشمی در واکنش به این انتقادات در یکی از دیدارهای نوروزی می گوید: «اگر بحث هایم در مورد رابطه با آمریکا در آن نامه مورد ایراد بود حتماً حضرت امام در همان زمان پاسخ من را می دادند.»

اظهارات آقای هاشمی از زوایای مختلف قابل نقد و بررسی است. یکی از زوایای قابل تأمل در پاسخ حضرت امام(ره) به این نوع دیدگاه است. ایشان در واکنش به انتقادات می گوید، اگر حرف هایم در مورد رابطه با آمریکا مورد ایراد بود حتماً حضرت امام در همان زمان پاسخ می دادند. آقای هاشمی طبق گفته خودشان این نامه را نه در روزها یا ماه های آخر حیات امام(ره)، بلکه در سال های پایانی حیات آن عزیز سفر کرده نوشته اند. در این صورت باید گفت، اگر حضرت امام(ره) با دیدگاه هاشمی موافق بودند، حتماً طبق نظر ایشان، اقداماتی را برای گشودن باب مذاکره و رابطه با آمریکا به عمل می آوردند تا نظام اسلامی در آینده با مشکلات اساسی در این خصوص مواجه نشود.

آقای هاشمی نمی تواند ادعا کند که حضرت امام(ره) برای این کار فرصت نداشتند، چون در سال های پایانی، یعنی حداقل در 2 یا 3 سال قبل از رحلت امام این نامه نوشته شده و حضرت امام(ره) اگر با دیدگاه هاشمی موافق بودند، به تجدیدنظر در مواضع خود در قبال آمریکا می پرداختند. بررسی سخنان و بیانیه های حضرت امام(ره) نشان می دهد که مواضع حضرت امام(ره) در قبال آمریکا از ابتدای شروع مبارزات تا آخرین لحظه حیات ایشان، ضمن اینکه هیچ تغییر اساسی نکرده، بلکه هر چه زمان می گذرد مواضع ایشان در قبال آمریکا برای مبارزه و مقابله تندتر و جدی تر شده است. بنابراین باید گفت: حضرت امام(ره) با تکرار مواضع پیشین خود در قبال آمریکا تا آخرین لحظه حیات، پاسخ آقای هاشمی را داده اند. پاسخ هایی از قبیل:

الف- هاشمی می گوید: آمریکا قدرت برتر دنیاست.

- حضرت امام خمینی(ره) پاسخ می دهند:

1- آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.

2- آمریکا در مقابل مسلمین نمی تواند خودنمایی کند.

3- ما یقین داریم اگر دقیقاً به وظیفه مان که مبارزه با آمریکای جنایتکار است ادامه دهیم، فرزندان مان شهد پیروزی را خواهند چشید.

4- اسلام ابرقدرت ها را به خاک مذلت می کشاند.

5- قرن آینده، قرن اسلام است.

6- قرن بیست ویکم، قرن غلبه مستضعفان بر مستکبران است.

7- ما دنبال این نیستیم که آمریکا برای ما کار بکند، ما آمریکا را زیر پا می گذاریم.

8- مقصد یک مقصد است و آن شکست ابرقدرت ها است.

9- حق گرفتنی است؛ قیام کنید و ابرقدرت ها را از صحنه تاریخ و روزگار براندازید.

10- متحد شوید که در سایه اتحاد پیروزی تان در برابر قدرت ها حتمی است.

ب- هاشمی می گوید: چه فرقی بین اروپا، روسیه و چین با آمریکا هست؟ اگر با آنها مذاکره داریم چرا با آمریکا مذاکره نکنیم؟

- حضرت امام خمینی(ه) پاسخ می دهند:

1- ما آن قدر صدمه که از آمریکا دیدیم از هیچ کس ندیدیم.

2- آمریکا دشمن شماره یک مردم محروم و مستعضف جهان است.

3- سلطه آمریکا تمام بدبختی های ملل مستضعف را به دنبال دارد.

4- همه گرفتاری که ما داریم از دست آمریکا داریم.

5- همه مصیبت ما زیر سر آمریکا است.

6- آمریکا این تروریست بالذات دولتی است که سرتاسر جهان را به آتش کشیده.

7- تمام گرفتاری ما از این آمریکا است.

8- رئیس جمهور آمریکا بداند، بداند این معنا را که منفورترین افراد دنیاست پیش ملت ما.

9- مهم ترین و دردآورترین مسئله ای که ملت های اسلامی و غیراسلامی کشورهای تحت سلطه با آن مواجه است، موضوع آمریکا است.

10- آمریکا شیطان بزرگ است.

ج- آقای هاشمی می گوید: سبکی که الان داریم که با آمریکا نه حرف بزنیم و نه رابطه داشته باشیم قابل دوام نیست.

- حضرت امام خمینی(ره) پاسخ می دهند:

1- آنهایی که خواب آمریکا را می بینند خدا بیدارشان کند.

2- با آمریکا روابط ایجاد نخواهیم کرد، مگر اینکه آدم بشود و از ظلم کردن دست بردارد.

3- روابط ما با آمریکا روابط یک مظلوم با ظالم است، روابط یک غارت شده با غارتگر است.

4- مملکت اسلامی عار است که دستش را دراز کند طرف آمریکا.

5- اگر ما همه از بین برویم بهتر است از اینکه ذلیل باشیم زیردست صهیونیسم، و زیر دست آمریکا.

6- هر چه فریاد دارید سرآمریکا بکشید.

7- اسلحه های سرد و گرم، یعنی قلم و بیان و مسلسل را از نشانه گیری به روی یکدیگر منحرف و به سوی دشمنان انسانیت که در رأس آنها آمریکا است نشانه بروید.

8- ما اگر چنانچه قدرت داشته باشیم تمام مستکبران را از بین خواهیم برد.

9- اگر ما را صد بار بکشند و زنده شویم دست از مبارزه با آمریکا برنمی داریم.

10- الآن در رأس همه مسائل اسلامی ما قضیه مواجهه با آمریکا است. امروز اگر قوای ما از هم منفصل شوند به نفع آمریکا است، الآن دشمن آمریکا است و باید تمام تجهیزات ما به طرف این دشمن باشد.

آنچه در سه بخش از سخنان حضرت امام(ره) ذکر شد، نشان می دهد که حضرت امام خمینی(ره) در سیاست خارجی جمهوری اسلامی، نگاه خاص و ویژه ای را به آمریکا به دلیل خلق و خوی استکباری و شیطانی آن دارند.آقای هاشمی با بیان کردن و آشکار ساختن نامه ای که به حضرت امام(ره) نوشته اند، از یک طرف فاش ساختند که نگاهی متفاوت از حضرت امام(ره) به موضوع آمریکا دارند و از طرف دیگر تلاش کرده اند با ایجاد نگرانی در امام(ره) نسبت به آینده از طریق این نامه، حضرت امام(ره) را به تجدیدنظر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی در قبال آمریکا وادار سازند. حضرت امام(ره) نه تنها نگاه خود را تغییر ندادند، بلکه این نوع نگاه ها را ساده اندیشی ارزیابی کردند.

در پیام حضرت امام(ره) به تاریخ (3/12/1367) خطاب به مراجع اسلام، روحانیون و ... که از آن به عنوان استراتژی آینده انقلاب و حکومت اسلامی یاد شد، این مطلب با صراحت مورد اشاره قرار گرفته است. این پیام کمتر از چهار ماه مانده به رحلت امام نگارش شده است. چرا آقای هاشمی خود را مخاطب این بخش از پیام امام بزرگوارمان نمی داند که می نویسند:

«آنان که هنوز بر این باورند و تحلیل می کنند که باید در سیاست و اصول و دیپلماسی خود تجدیدنظر کنیم و ما خامی کردیم و اشتباهات گذشته را نباید تکرار کنیم و معتقدند شعارهای تند یا جنگ سبب بدبینی غرب و شرق نسبت به ما و نهایتاً انزوای کشور شده است و اگر ما واقع گرایانه عمل کنیم، آنان با ما برخورد متقابل انسانی می کنند و احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمین می گذارند، این یک نمونه است که خدا می خواست پس از انتشار کتاب کفرآمیز آیات شیطانی در این زمان اتفاق بیفتد و دنیای تفرعن و استکبار و بربریت چهره واقعی خود را در دشمنی دیرینه اش با اسلام برملا سازد تا ما از ساده اندیشی به درآییم و همه چیز را به حساب اشتباه و سوء مدیریت و بی تجربگی خود نگذاریم. 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٢۳ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ توسط سید نظرات ()

 بمناسبت سالگرد شهید آیت‌الله سید محمد باقر صدر، کانون فرهنگی و هنری وادی السلام بوشهر اقدام به چاپ پاسخ مقتدرانه این شهید به نامه تهدید‌آمیز صدام کرد.

در این نامه تهدید‌آمیز صدام نهایت ذلت، خفت و خواری خود را در مقابل آن      شهید بزرگوار و استوار اظهار می‌دارد و در عین حال آن شهید را از نپذیرفتن شروط درج شده در این نامه برحذر می‌دارد.  شهید صدر نیز در پاسخ این نامه که صدام او را از دخالت در سیاست منع می‌کند آنچنان موضع‌گیری شجاعانه‌ای اتخاذ می‌کند که بناچار اقدام به شهادت رساندن او می‌کند.  شهید صدر در پاسخ به نامه جنون آمیز صدام می‌گوید: تصور می‌کردم گفتار مرا خواهید فهمید و به آن خواهید اندیشید و به موعظه اینجانب که شفاف و صادقانه بود به آنچه که صلاح تو بود، بکار خواهی گرفت.  من تو را از خشم خدا برحذر داشتم تا به روز قیامت که روزی است بسیار سخت بیاندیشی تا شاید اگر تشنه حقایق باشی از آن سیراب شوی و در گمراهی خود فرو نروی اما آنچه که مشاهده می‌شود اصرار بر ظلم و ستم است و دل تو همچون سنگ سخت شده و بدتر از حیوان درنده هرگز حاضر به شنیدن پند و اندرز نیستی.  تو مثل یهودیان و دنباله روان شیطان و دشمنان خدای رحمان، جنگ بیرحمانه‌ای را به راه انداختی.    شهید صدر در پاسخ به نامه تهدید‌آمیز صدام تاکید کرد، گمان کردی با مرگ مرا میترسانی مگر نه این است که مرگ یکی از سنتهای خدا است که آیه شریفه می‌فرماید " کلا علی حیاضه واردون " همه باید به سرای او وارد شوند. مگر نه این است که مرگ بدست ظالمها وستمکاران افتخاری است.  شهید صدر در پاسخ به نامه صدام خطاب به وی می‌گوید: پس نظر جمعی خود را یکی کن و هرگونه حیله که داری بکار بگیر و هر تلاش که داری انجام بده و بدان که سرنوشتی بس دردناک در انتظار توست و هرگز نور خدا را فراموش نخواهی کرد. گمان می‌کنی با سخن بظاهر دلسوزانه فریب نیت پلید تو می‌شوم و به زندگی خوب مرا وعده می‌دهی خیال می‌کنی آن را بر رضای خدا ترجیح میدهم و دنیا را بر آخرت برتر می‌دانم از من می‌خواهی طاعت تو را بر فرمان خالق یکتا بالاتر بدانم وای بر تو و به آنچه می‌خواهی هرگز درخواست تو را بر دیدار محبوبم ترجیح نمیدهم. مگر خیال میکنی که اسلام را به این آسانی از دست می‌دهم و یا می‌فروشم مگر دین کالا است که به چیز دیگری آن را مبادله نمایم به خدا سوگند هرگز دست خود را به تو نمی‌دهم و فرمان تو را همچون بندگان نمی‌پذیرم که مرگ برای رضای خدا نزد من بهتر از آنچیزی است که تو می‌خواهی.  وی ادامه     می دهد: این را بدان با کشتن من سودی نخواهی کرد چون همچون کوه ایستاده‌ام و هرگز سر تسلیم فرود نخواهم آورد و به کسانی که تو را فرستادند بگو صدر مرگ را ترجیح می‌دهد بر پذیرفتن آنچه تو می‌خواهی و بدان پس از کشتن من، مرگ، ترس، ذلت، خفت و خواری به سراغ تو خواهد آمد بطوریکه اصلاً فکر آن را نکرده‌ای آن روز نزدیک است و دیر نیست گوئی می‌بینم از هر سو عذاب خدا بر تو نازل می‌شود و همچون کسی که در بیابان بدنبال جای امنی می‌گردد سرگردان خواهی شد و تخت و سلطنت تو برباد خواهد رفت و چیزی جز لعنت و نفرین مردم بدرقه راه تو نخواهد بود و فرمان خدا که مستضعفین بر مستکبرین را پیروز می‌گرداند عملی خواهد شد و صفحه ننگین و سیاهی در تاریخ بجای خواهی گذارد.

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱٩ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ توسط سید نظرات ()

بیانیه کانون فرهنگی و هنری وادی السلام بوشهر ، هیئت عشاق الرضا(ع)بوشهر،مسجدصاحب الزمان (عج) بنمانع بوشهر.

بسمه تعالی

ما مسئولین ، معتمدین و اعضای کانون وادی السلام و هیئت عشاق الرضا (ع) و اهالی محله بنمانع بوشهر با تعصی از سیره معصومین (ع) و همراه با نمایندگان محترم ولی فقیه و ائمه محترم جمعه در کشور (حضرات آیات صفایی بوشهری ، علم الهدی ،خاتمی ،صدیقی و...)اکران دو فیلم ناهنجار و مخالف شئونات اسلامی و ایرانی(گشت ارشاد ، خصوصی)که توسط سازمان سینمایی کشور تأیید و مجوز اکران نوروزی به آنان داده شده است را محکوم و از دولت و خصوصاً وزارت ارشاد خواستاریم اکران ادامه آن را متوقف و دو فیلم را توقیف نمایند و در آینده نیز به هر فیلمی ناهنجار مجوز اکران نداده و در امورات بیشتر دقت نمایند.

والسلام

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱٢ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ توسط سید نظرات ()

1. مبارکِ صهیونیست‌ها
بیش از سه سال از محاصره مردم مظلوم اما مجاهد غزه قهرمان توسط دولت سفاک اسرائیل و دولت سازشکار حسنی مبارک می‌گذرد. تمامی تلاش‌های دلسوزان مسلمان و حتی شخصیت‌ها و سازمان‌های حامی حقوق بشر برای شکستن این حصر ظالمانه ناکام ماند. در این ماجرا که تکلیف اسرائیل روشن بود، اما آنچه بیش از همه قلب مسلمانان را جریحه‌دار می‌کرد، همکاری کامل و مطلق دولت سازشکار مبارک با برنامه‌های اسرائیل و آمریکا بود. همکاری‌ای که بدون آن تحمیل جنگ ظالمانه 22 روزه و قتل‌عام زنان و کودکان بی‌گناه فلسطینی میسر نمی‌شد. جلوگیری از ورود غذا و دارو، جلوگیری از ورود پزشکان و امدادگران داوطلب مسلمان و غیر مسلمان و حتی جلوگیری از خروج مردم بی‌گناه و بیماران مجروحان از غزه و اعزام آن‌ها به کشورهای دیگر جهت مداوا، اقداماتی بود که تنها از دولتی درست به همان اندازه رژیم صهیونیستی سفاک و دور از انسانیت، ولی در عین حال بزدل و تابع محض اسرائیل و آمریکا می‌توانست سر بزند. دولت مبارک مصداق کامل «اذلة علی‌الکافرین و اعزة علی‌المسلمین» بود.

اما همکاری دولت مبارک با صهیونیست‌ها به این‌جا نیز ختم نشد، مردم مقاوم غزه به مثابه استخوانی در گلوی اسرائیل و خاری در چشم آمریکا بودند، که نه موشک‌هایشان، بلکه این تنها «ایستادگی» و «مقاومت» آن‌ها بود که اصل موجودیت اسرائیل و حضور و سلطه آمریکا در منطقه را تهدید می‌کرد. «فئه‌ی قلیله‌ای» که نه با قتل عام و مرگ تدریجی بر اثر گرسنگی و بیماری، تمام می‌شدند و نه دست از مقاومت می‌کشیدند. آخرین توطئه دشمن که بدون همکاری دولت نامبارک مصر میسر نمی‌شد، ایجاد دیوار حائل در مرز رفح و همچنین تخریب پی‌درپی تونل‌هایی بود که مردم فداکار مصر برای کمک به برادران فلسطینی خود ایجاد می‌کردند. به عبارت دیگر، دولت مصر بسیاری از مردم کشور خود را نیز قربانی حفظ و بقای موجودیت اسرائیل کرد و زنده‌زنده در این تونل‌ها دفن نمود. و ای کاش مردم انقلابی مصر با شناسایی این شهدا و ارائه آمار و تعداد آنان، هم یاد شهدای خویش را زنده کنند و هم جنایات آن رژیم سفاک را رسوا نمایند.

در آن زمان، دولت نامبارک مصری نخواست و نمی‌توانست هشدارهای مکرر رهبر فرزانه انقلاب را بشنود که پی‌درپی او و دیگر سران عرب را از همکاری با دشمنان اسلام برحذر می‌داشتند تا خون‌های مردم مظلوم غزه دامن آن‌ها را نگیرد؛ «چه مصیبتی از این بالاتر که دولت‌های مسلمان که باید در برابر رژیم غاصب و کافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمایت می‌کردند، رفتاری پیشه کنند که مقامات جنایتکار صهیونیست، گستاخانه آن‌ها را هماهنگ و موافق با این فاجعه‌آفرینی بزرگ معرفی کنند؟ سران این کشورها چه جوابی در برابر رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله خواهند داشت؟ چه جوابی به ملت‌های خود که یقیناً عزادار این فاجعه‌اند خواهند داد؟ به یقین امروز دل مردم مصر و اردن و سایر کشورهای اسلامی از این کشتار، پس از آن محاصره‌ی طولانی غذایی و دارویی لبالب از خون است.1» «خیانتکاران عرب بدانند که سرنوشت آنان بهتر از یهودیان جنگ احزاب نخواهد بود که خداوند فرمود: «و اَنزَلَ الَّذین ظَاهَرُوهُم مِن اَهلِ الکتَاب وَ مِن صَیاصِیهم...2» ملتها با مردم و مجاهدان غزه‌اند. هر دولتی که بر خلاف این عمل کند فاصله‌ی خود و ملّتش را عمیق‌تر میکند و سرنوشت چنین دولتهایی معلوم است3».

2. و ناگهان انفجار!
هیچ‌کس تصورش را نمی‌کرد که دیکتاتور نامبارک مصری، نتواند حتی یک ماه هم در مقابل اراده ملت مصر دوام بیاورد. بالاتر از آن حتی کسی نمی‌توانست پیش‌بینی کند که آتش خشم مردم مصر این‌گونه شعله‌ور شود و تاج و تخت فرعون مصر را سرنگون کند. اما «أخذناهم بغتة» وعده تخلف‌ناپذیر الهی است؛ چراکه «إنّ ربک لبالمرصاد4» و چه زود مقاومت مردم قهرمان غزه به اولین ثمره خود رسید و خون شهدایشان دامنگیر متهم درجه اول خائنین عرب شد. دشمن آمریکایی تلاش کرد و می‌کند که علت رستاخیز مصری را فقر و بیکاری و دموکراسی‌خواهی قلمداد کند، اما «بزرگترین جرم نظام کنونی مصر این است که این کشور را از آن جایگاه رفیع به رتبه‌ی یک مهره‌‌ی بی‌اختیار در بازیهای سیاسی‌اش در منطقه، تنزل داد. انفجار امروز ملت بزرگ مصر، پاسخی به این خیانت بزرگ است که دیکتاتور وابسته، نسبت به ملت خود مرتکب شد.5»

بنابراین و براساس این تحلیل و آن وعده تخلف‌ناپذیر الهی که گفته شد، در حقیقت این مقاومت و ایستادگی ملت مجاهد و نستوه غزه است که تاج و تخت فرعونی مبارک را منهدم کرد! این خون‌های پاک و به ناحق ریخته شده مسلمانان فلسطینی و مصری است که در تونل‌های زیرزمینی رفح به هم آمیخت، در رگ‌های غیرت جوانان شجاع متحصن در میدان التحریر قاهره جوشید و از گلوی شهدای تظاهرات 25 ژانویه در قاهره و اسکندریه و سوئز فوران کرد!

3. خون مظلومان بحرین و دامان آل سعود
فاجعه امروز کشتار مردم مسلمان در بحرین، فراموش‌کاری و عبرت نگرفتن از سرنوشت غزه را روشن می‌سازد؛ چه اگر بنا بر عبرت‌آموزی بود، تاریخ پر است از عبرت‌هایی نظیر مبارک مصری و بن‌علی تونسی. جنایتکاران بحرینی و سعودی، سرخوش از لشکرکشی به محلات و خانه‌های محقر مسلمانان بحرینی، از لشگریان مزدور خود در بحرین سان می‌بینند؛ غافل از این‌که «فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُکرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَیهِمْ أَبْوَابَ کلِّ شَیءٍ حَتَّىٰ إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا، أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ6» اما اگر آن‌ها نشنیده‌اند، ما شنیده‌ایم که «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُکرَ بِآیاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِینَ مُنتَقِمُونَ7»

رهبر انقلاب در سخنانی خطاب به جنایتکاران فجایع بحرین هشدار دادند: «ممکن است شما یک فشارى بیاورید، وحشیگرى‌اى بکنید، یک چند صباحى یک آتشى را خاموش کنید؛ لیکن خاموش نخواهد شد، روزبه‌روز عقده‌هاى مردم را بیشتر و غیظ آنها را شدیدتر خواهید کرد. یک وقت آنچنان زمام کار از دستتان در خواهد رفت که دیگر هیچ جورى نشود بخیه زد. اشتباه میکنند؛ هم آنها اشتباه میکنند، هم آن کسانى که از خارج از بحرین نیرو وارد میکنند، بشدت در اشتباهند؛ خیال میکنند با این حرفها میشود حرکت یک ملت را از بین برد.8»

دور نباشد آن روزی که خون ملت مظلوم اما مقاوم بحرین، در امتداد خون مظلومان مجاهد غزه، دامان حکومت بحرین، دولت سعودی و شرکایشان در جنایت‌های بحرین را بگیرد و شاهد تحقق وعده الهی انتقام از مجرمین در منطقه باشیم!

پی‌نوشت:
1. پیام درباره قتل عام مردم مظلوم غزه 87/10/8
2. سوره احزاب: آیه 26. ترجمه: «و کسانى از اهل کتاب را که با [مشرکان‌] همپُشتى کرده بودند، از دژهایشان به زیر آورد و در دلهایشان هراس افکند: گروهى را مى‌کشتید و گروهى را اسیر مى‌کردید.»
3. پیام به اسماعیل هنیه نخست وزیر دولت حماس 87/10/27
4. سوره فجر: آیه 14. ترجمه: «به یقین پروردگار تو در کمینگاه (ستمکاران) است.»
5. بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان همایش غزه 88/12/8
6. سوره انعام: آیه 44. ترجمه: «پس چون آنچه را که بدان پند داده شده بودند فراموش کردند، درهاى هر چیزى [از نعمتها] را بر آنان گشودیم، تا هنگامى که به آنچه داده شده بودند شاد گردیدند؛ ناگهان [گریبان‌] آنان را گرفتیم، و یکباره نومید شدند.»
7. سوره سجده: آیه 22. ترجمه: «و کیست بیدادگرتر از آن کس که به آیات پروردگارش پند داده شود [و] آنگاه از آن روى بگرداند؟ قطعاً ما از مجرمان انتقام‌کِشنده‌ایم.»
8. بیانات در جمع مردم فارس 89/2/3

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/۱٤ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ توسط سید نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

امام جعفر صادق (ع) می فرمایند :

هرکه به گوینده ای گوش سپارد او را عبادت کرده ، اگر آن گوینده از خدا بگوید شنونده خدا را عبادت کرده و اگر از طرف شیطان بگوید شیطان را عبادت کرده است .

***(قابل توجه گوش کنندگان به موسیقی ها و حرف های بی مورد و گزافه)***

________________________________________________________________

رسول الله (ص) می فرمایند :

سه چیز در هر که نباشد هیچ عملی از او کامل نگردد :

تقوایی که او را از نافرمانی خدا بازدارد ، اخلاقی که به وسیله آن با مردم مدارا کند و بردباریی که بوسیله ی آن رفتار جاهلانه ی جاهل را دفع کند .

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۱٢ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ توسط سید نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

امیرالمومنین (ع) می فرمود : ای فرزند آدم اگر از دنیا بقدر کفایت بخواهی اندکی از دنیا تو را کفایت می کند و اگر بیش از کفایت بخواهی همه ی دنیا هم تو را بس نباشد .

_______________________________________________________________

پیامبر اکرم (ص) :

ما همگی اولاد آدمیم کسی بر کسی برتری ندارد مگر در تقوا .

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/۱۱ساعت ٧:٥٤ ‎ق.ظ توسط سید نظرات ()


Design By : Pichak